محمد تقي جعفري

246

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

بايد بترسد نمىشناسد و از چيزى مىترسد كه نه اثرى دارد و نه مىتواند سبب ترس بوده باشد . و دواى جهل ، علم است . هر كس كه علم پيدا كرد ، به اطمينان رسيد و هر كس كه به مقام اطمينان نائل گشت ، راه سعادت را شناخت و آن را در پيش گرفت . و كسى كه در راه هدف خود حركت مستقيم نمود ، حتمى است كه به آن هدف خواهد رسيد و اين اطمينان كه از علم ناشى مىگردد همان يقين است و يقين حال كسى است كه در دينش بينا شده و به حكمت آن تمسك نموده است . و اما كسى كه گمان مىكند او از مرگ نمىترسد بلكه به آنها كه پس از او خواهند ماند ، اندوه مىخورد ، مانند خاندان و مال و همچنين تاسف او از اينست كه با ورود مرگ ، لذائذ دنيا و شهوات را از دست مىدهد . پس سزاوار است كه به چنين شخصى تبيين شود كه اندوه براى درد و ناگوار ، سودى ندارد . و انسان از جملهء موجودات است كه در مجراى كون فساد قرار گرفته است و هر موجودى كه پا به عرصهء هستى بگذارد ، حتما رو به زوال و فنا است ، پس كسى كه بخواهد فانى نشود ، در حقيقت او مىخواهد كه موجود نباشد و هر كس كه وجود خود را نخواهد ، [ خود را در تناقض قرار داده است ] زيرا ، هم مىخواهد فانى شود و هم مىخواهد فانى نشود و اين آن محال است ، كه به مغز هيچ عاقلى خطور نمىكند ، و نيز اگر بنا بود انسانى در اين دنيا جاويدان بماند ، انسانهاى پيش از ما مىماندند ، و اگر همهء مردم با جريان دائمى توالد و تناسل باقى بمانند ، زمين توانائى جاى دادن آنها را ندارد . براى تو با مثال كه مىزنم ، مسئله روشن مىشود : تصور كن يك مرد از چهار صد سال به اين طرف باقى بماند و اين مرد از مردم مشهور باشد تا بتوان فرزندان او را شمرد ، مانند امير المؤمنين على بن ابي طالب عليه السلام كه براى او فرزندانى است و براى آنان فرزندانى و به همين ترتيب اولاد آن حضرت توالد و تناسل نمايند و همهء آنان زنده بمانند . در زمان ما اولاد آن حضرت بيش از ده هزار است آن